تبليغاتX
قرآنیان

شهادت امام هادی علیه السلام

تسلیت باد

نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در پنجشنبه چهارم خرداد 1391 ساعت 19:41 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "

نوشته مصطفی حسینی طباطبائی

قسمت ششم

حدیث وزغ

درمقاله پیشین به بررسی و نقد گفتار آقای طباطبائی پیرامون حدیث " وزغ " که ایشان از کتاب شریف  " الروضه من الکافی، ج ۲، صص ۳۷-۳۸.) " نقل کرده بودند , پرداختیم .

اینک به ادامه مطالب می پردازیم :

 مسخ درقرآن :

آقای طباطبائی از مسخ تعجب کرده و نگران آن شده است  درحالیکه حقیقت مسخ در قران مطرح شده

و عده ای از یهود مسخ شده اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ساعت 9:26 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "

نوشته مصطفی حسینی طباطبائی

قسمت پنجم

حدیث وزغ

آقای طباطبائی می نویسد :

" شیخ کلینی در «روضه کافی» آورده است :

« عنه (علیّ بن محمد) عن صالح، عن الوشاء، عن کرّام، عن عبدالله بن طلحه قال: سألت أبا عبدالله -علیه السلام- عن الوزغ ( وزغ در فارسی برای «قورباغه» بکار می‌رود ولی در معاجم عربی آن را معادل با مارمولک (چلپاسه) آورده‌اند. ) ! فقال: رجس و هو مسخ کله! فإذا قتلته فاغتسل. فقال: إن أبی کان قاعدا فی الحجر و معه رجل یحدثه فإذا هو بوزغ یولول بلسانه، فقال أبی للرجل: أتدری ما یقول هذا الوزغ؟ قال: لا علم لی بما یقول. قال: فإنه یقول : و الله لئن ذکرتم عثمان بشتیمه لأشتمن علیا حتی یقوم من هیهنا! قال: وقال ابی: لیس یموت من بنی امیه میت الا مسخ وزغا ... الحدیث»! (الروضه من الکافی، ج ۲، صص ۳۷-۳۸.)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ساعت 15:56 | لینک ثابت |

 بسم الله الرحمن الرحیم

نگاهی دیگر به اندیشه های ابوالفضل برقعی پیرامون احوالات قبر و عالم برزخ

(قسمت هشتم)

در خردادماه 1389 یکی از مراجعین به وبلاگ به نام صابر در ذیل این سلسله مقالات ، مطالبی را در دفاع از آقای برقعی و سلفی گری مطرح نمودند که اینجانب متقابلا پاسخ مربوطه را ارائه کردم . مباحثات در این زمینه ادامه یافت تا اینکه آقای صابر آخرین نوشته خود را که در ده بند تنظیم گردیده است ، به ادرس Email  اینحانب ارسال نمود . اینک مراجعین محترم را در جریان نوشته آقای صابر و پاسخ های خودم قرار می دهم .

 ***

"القول " در آیه " فبشر عباد الذین یستمعون القول ..." تمام اقوال اعم از حق باطل نیست .

 

آیه به هدایت یافتگان الهی که صاحبان عقل و اندیشه هستند بشارت داده که" القول " را بشنوند و نیکو ترین آن‌ را تبعیت نماید (یا به نیکویی تبعیت نمایند)همین و بس ، بیش‌ از این اگر کسی در مقام توضیح و تبیین باشد بایستی دلیل اقامه کند .

 

هر گاه ثابت شد که  " القول "   تمام اقوال اعم از حق و باطل است ، آنگاه می‌توانید اضهارنظر کنید : آیه در مقام  وسعت  نظر است و قیافه روشنفکرانه  به خود بگیرید .درغیر این‌صورت  تقوی حکم می‌کند  به احتیاط  صحبت کنید و افترا به خدا و رسولش نزنید.

 

اگر قرینه شما اینست که قرآن اقوال مخالفین را آورده است ، باید بگویم :  

 

اولاً  قران اقوال همه گروه‌های باطل را نیاورده و در ثانی آنانی را هم که آورده ، نقد آن‌اقوال را ذکر نموده است  مثلا قرآن اعتقاد نصاری را بیان و نقادی کرده وکسی که به قرآن مراجعه کند قول باطل و نقد آن ، هر دو را در می بیند  و در می یابد که قول اسلام صحیح است.این روالی عقلایی در تمام کتب ردیه می باشد.اما در این حالت هم خدا ، و در پی آن عالمان خبره ، به اقوال باطل رجوع کرده وآن را به نقد کشیده اند نه هر مسلمان کوچه و بازار.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ساعت 12:3 | لینک ثابت |

 بسم الله الرحمن الرحیم

نگاهی دیگر به اندیشه های ابوالفضل برقعی پیرامون احوالات قبر و عالم برزخ

(قسمت هفتم)

در خردادماه 1389 یکی از مراجعین به وبلاگ به نام صابر در ذیل این سلسله مقالات ، مطالبی را در دفاع از آقای برقعی و سلفی گری مطرح نمودند که اینجانب متقابلا پاسخ مربوطه را ارائه کردم . مباحثات در این زمینه ادامه یافت تا اینکه آقای صابر آخرین نوشته خود را که در ده بند تنظیم گردیده است ، به ادرس Email  اینحانب ارسال نمود . اینک مراجعین محترم را در جریان نوشته آقای صابر و پاسخ های خودم قرار می دهم .

 ***

هنرمندی مدعیان قرانی در تبیین آیه فبشر عباد ...

 

حال بپردازیم به هنرمندی مدعیان قرآنی در تبیین آیه   الزمر :18 فَبَشِّرْ عِبادِ  الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ 

نویسنده بند 9 و10 کمر همت بسته است تا ثابت کند " جز به ضد ، ضد را همی نتوان شناخت  " اگر می‌خواهی اسلام را عرضه کنی اول کفر را بشناس تا قدر اسلام  معلوم شود  خلاصه از این رهگذر چه حق عظیمی از ناحیه باطل بر گردن اسلام است ، خدا می‌داند !

 

بالاتر از اینکه باطل را هم از مقوله علم بدانیم  و کسب آن را مقدم بر دریافت حق !!!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ساعت 15:24 | لینک ثابت |

 بسم الله الرحمن الرحیم

نگاهی دیگر به اندیشه های ابوالفضل برقعی پیرامون احوالات قبر و عالم برزخ

(قسمت ششم)

در خردادماه 1389 یکی از مراجعین به وبلاگ به نام صابر در ذیل این سلسله مقالات ، مطالبی را در دفاع از آقای برقعی و سلفی گری مطرح نمودند که اینجانب متقابلا پاسخ مربوطه را ارائه کردم . مباحثات در این زمینه ادامه یافت تا اینکه آقای صابر آخرین نوشته خود را که در ده بند تنظیم گردیده است ، به ادرس Email  اینحانب ارسال نمود . اینک مراجعین محترم را در جریان نوشته آقای صابر و پاسخ های خودم قرار می دهم .

 ***

پس از بیان مختصری از تو صیف امام رضا علیه‌السلام در امامت علی علیه السلام و ذریه خاص از ایشان به بررسی ادله نویسنده در بند 9 می‌پردازیم :

 

الف - فرمودید کمال دین و تمام نعمت در آیه (المائدة : 3   الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً )

  مربوط به فروع دین و احکام است و دلیل شما سیاق آیات قبل و بعد آیه مورد نظر است.

پاسخ :

 

سیاق اضعف دلائل می‌باشد نه اولین دلیل

 

 آیه "الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ . . . الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً "نفی سیاق می کند. ودر تخالف میان سیاق ودلالت همواره دلالت آیه مقدم است ً. سیاق اضعف دلائل می‌باشد نه اولین دلیل. دلالت آیه مذکور بر آن است که مطلب اکمال دین مهم‌تر از یک حکم فرعی در موضوع حرمت میته و دم و... می باشد.از طرفی در آیات دیگر هم به این حرمت اشاره شده است و بالاخره اینکه حرمت و یا حلیت میته ودم و... تأثیری در اعتقادات کافران ندارد تا موجبات یاس آنان را فراهم آورد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ساعت 22:0 | لینک ثابت |

ایام شهادت بانوی دو سرا

صدیقه کبری حضرت زهرا

سلام الله علیها

بر تمام دوستداران اهل بیت علیهم السلام

تسلیت باد

نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ساعت 18:33 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاهی دیگر به اندیشه های ابوالفضل برقعی پیرامون احوالات قبر و عالم برزخ

(قسمت پنجم)

در خردادماه 1389 یکی از مراجعین به وبلاگ به نام صابر در ذیل این سلسله مقالات ، مطالبی را در دفاع از آقای برقعی و سلفی گری مطرح نمودند که اینجانب متقابلا پاسخ مربوطه را ارائه کردم . مباحثات در این زمینه ادامه یافت تا اینکه آقای صابر آخرین نوشته خود را که در ده بند تنظیم گردیده است ، به ادرس Email  اینحانب ارسال نمود . اینک مراجعین محترم را در جریان نوشته آقای صابر و پاسخ های خودم قرار می دهم .

 ***

نوشته شما در بند های 9 و 10 چنین است :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ساعت 14:43 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاهی دیگر به اندیشه های ابوالفضل برقعی پیرامون احوالات قبر و عالم برزخ

(قسمت چهارم)

در خردادماه 1389 یکی از مراجعین به وبلاگ به نام صابر در ذیل این سلسله مقالات ، مطالبی را در دفاع از آقای برقعی و سلفی گری مطرح نمودند که اینجانب متقابلا پاسخ مربوطه را ارائه کردم . مباحثات در این زمینه ادامه یافت تا اینکه آقای صابر آخرین نوشته خود را که در ده بند تنظیم گردیده است ، به ادرس Email  اینحانب ارسال نمود . اینک مراجعین محترم را در جریان نوشته آقای صابر و پاسخ های خودم قرار می دهم .

 ***

مرقومه جنابعالی در بند 7 و 8 بشرح ذیل می باشد :

 " 7 – شما فرموده اید : ( ایشان گاهی حکم می کند روایت ضد فرآن است و دیگر مباحث علمی را کاری ندارد . ) آیا مقصود شما اینست که اگر صحت روایت ضد قرآن بر اساس دیگر مباحث علمی به اثبات رسید در آنصورت باید قرآن را کنار گذاشت و روایت را پذیرفت ؟! چرا شما در مسائل بدیهی به این صورت دچار اشکال می شوید ؟

در جای دیگر فرموده اید : ( نکته مهم دیگر آنکه بسیاری از احادیث شرح خود قرآن هستند . ) معلوم نیست شما چگونه به این نتیجه رسیده اید ؟ آیا کتاب وسایل الشیعه یا کافی یا نهج البلاغه یا دیگر کتب حدیث شما را به این نتیجه رسانده اند ؟ در حالیکه این کتابها گواه بر آنست که عمدۀ روایات ناظر بر مسائل فقهی بوده یا جزئیات احکام را مطرح کرده است یا جز چند خطبۀ انگشت شمار امام علی ، باقی خطبه های ایشان بحث تفسیری ندارند .

در جای دیگر گفته اید : ( آیا معیار باید کتاب عقل و دین او باشد یا زمانیکه در ضدیت با تشیع اصول دین را سه و زمانی دو دانسته اند ؟ ) در پاسخ می گوییم که معیار باید توجه به براهین ارائه شده باشد ، حال در هر کتابیکه یافت شود . در ضمن شما ادعا فرموده اید که آقای برقعی اصول دین را گاهی 2 می دانسته اند ! شاید این هم از آن فرمایشاتی است که آقای برقعی در خلوتشان فقط برای جنابعالی ابراز داشته اند و در اینجا ما را با ادعای بی سند کاری نیست .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ساعت 14:28 | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاهی دیگر به اندیشه های ابوالفضل برقعی پیرامون احوالات قبر و عالم برزخ

(قسمت سوم)

در خردادماه 1389 یکی از مراجعین به وبلاگ به نام صابر در ذیل این سلسله مقالات ، مطالبی را در دفاع از آقای برقعی و سلفی گری مطرح نمودند که اینجانب متقابلا پاسخ مربوطه را ارائه کردم . مباحثات در این زمینه ادامه یافت تا اینکه آقای صابر آخرین نوشته خود را که در ده بند تنظیم گردیده است ، به ادرس Email  اینحانب ارسال نمود . اینک مراجعین محترم را در جریان نوشته آقای صابر و پاسخ های خودم قرار می دهم .

 ***

نوشته شما در بند 4 و 5 چنین است :

 

" 4 – جای بسی تاسف است که شما بدون دقت نظر منصفانه به طور مطلق بیان کرده اید که برقعی در کل کتابهایش از احادیثی که در کافی مورد قبول ایشان می باشد استفاده نکرده اند و این اشتباه محض و خطای آشکاری است . ای کاش در همان صفحات ابتدایی کتاب خرافات وفور دقت می فرمودید و مشاهده می نمودید که آقای برقعی از جلد اول اصول کافی این روایت را از امام رضا(ع) نقل کرده اند : « اذا کانت الروایات مخالفة للقرآن کذبتها » و همین یک نمونه کافیست تا تقوای علمی شما را به رخ بکشد ! در ضمن فرموده اید که آقای برقعی در بررسی سند روایات از مرآت العقول مجلسی کمک می گرفته است در حالیکه سراسر کتاب خرافات وفور خلاف نظر جنابعالی را نشان می دهد ، خصوصاً اینکه بیشتر زیارت های نقد شده در این کتاب از جناب مجلسی و کتابهای ایشان روایت شده است .

5 – مطالبی فرموده اید در اینکه مبارزۀ آقای برقعی با تحریف گران روایات معنای صحیحی ندارد و یک جملۀ سادۀ بنده را بغرنج جلوه داده اید . در حالیکه منظور بسیار روشن است . مبارزه با تحریف گران یعنی مبارزه با عملی که آنها انجام داده اند و این شامل زمان و مکان خاص و رویارویی مستقیم با آن افراد نمی شود . ما نمی دانیم آیا شما وقتی که آیۀ « وسئل القریة ... ( یوسف / 82 ) » را مشاهده می کنید ، همین گونه دچار تحیر می شوید و می پرسید سوال از قریه چه معنی دارد ؟"

پاسخ :

 

در پاسخ بند 4 و 5 مکتوبه حضرتعالی  مجدداً و به طور خلاصه عرض می‌کنم که آقای برقعی در استناد به احادیث در منابع شیعی از یک اسلوب علمی و دانشگاهی و حوزوی استفاده نکرده است . صرف نظر از ملاک عرض حدیث بر قرآن که شرح آن در قسمت‌های گذشته داده شد ، ایشان در بررسی‌های سندی روش غیر محققانه ای را  پیش گرفته که شرح آن در اینجا نمی‌گنجد و توصیه می‌کنم جوابیه قبل ما را در این خصوص  مجددا مطالعه فرمایید .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ساعت 15:30 | لینک ثابت |