تبليغاتX
قرآنیان

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی ( قسمت۶ )

 

تاملی در آگاهی پس از مرگ پیامبران :

 

آنچه از نوشته های سید ابوالفضل برقعی به پیروی از اندیشه های سلفی گری و وهابیت بر می آید این است که وی  علم و آگاهی پس از مرگ پیامبران را منکر شده و این مدعا را در باره ائمه معصومین علیهم السلام نیز تکرار می کنند .در این رابطه ماجرای حضرت عزیر را ازقران مثال می زند . خلاصه ادعای ایشان به شرح زیر می باشد:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |

پاسخ یک سوال - قسمت سوم جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 8:25

بسم الله الرحمن الرحیم

طرح دو سوال پیرامون زیارت ائمه معصومین علیهم السلام

قسمت سوم :

تخریب اماکن مقدسه با کدام مجوز شرعی ؟

 مجوز تخریب حرم امامان و اماکن مقدسه - فرقی نمی کند که سازندگان آن علما باشند یا سلاطین - از کجاست ؟ چه مجوزي شرعي برای بنای ساخته شده ای که منشا آثار تربیتی است وجود دارد ؟ تا بحال هيچ عالم عاقلی هم حكم تخريب اماكن مقدسه را نداده است .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |

پاسخ یک سوال - قسمت دوم سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 18:14

بسم الله الرحمن الرحیم

طرح دو سوال پیرامون زیارت ائمه معصومین علیهم السلام

قسمت دوم :

تناقض در گفتار و عمل :

آيا شما به وهابیت عربستان  نظري داشته اید ؟

جاي سوال دارد كه آيا حكام عربستان مدينه و مسجد  النبي (ص)را هر روز توسعه نمي دهند ؟

و آیا آنجا را با بهترين زينت آلات و سنگ ها وفرشها وسقف ها و درب های نفيس تزیین نمی كنند؟

ویا اینکه  هر سال در فکر خريد منازل وهتل ها وتخريب آنها واضافه كردن به خيابان هاي جديد نيستند؟

آیا این توسعه ها برای وهابی ها  مجاز است و لی  در ايران نبايد اين كار صورت بگيرد؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |

پاسخ یک سوال یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 17:8

بسم الله الرحمن الرحیم

طرح دو سوال پیرامون زیارت ائمه معصومین علیهم السلام

قسمت اول :

دوست عزیزی بنام امیر به وبلاگ مراجعه نمودند و در قسمت نظرات مطالبی مرقوم فرموده اند که به بررسی آنها می پردازیم :


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |

پاسخ دعوت !!!!!!! شنبه چهارم خرداد 1387 22:56

پیرو دعوت به مناظره , فردی که خود را نماینده آقای طباطبائی معرفی می کرد به محل کار اینجانب آمد و حامل پیام آقای طباطبائی برای یک گفتگوی خصوصی بود در حالیکه ما تقاضای یک مناظره عمومی جهت روشن شدن برخی از حقایق اساسی دین را داشتیم .

آقای طباطبائی به جای این که به اصل مطلب توجه کنند با چشم پوشی عمدی مطالب را به حاشیه راندند. به عنوان مثال تقاضای گفتگوی خصوصی نمودند در حالیکه من با آقای طباطبائی دعوای خصوصی ندارم و دعوی اصلی من گفتگو پیرامون اصیلترین مباحث اعتقادی اسلام یعنی توحید و امامت است و در ضمن بنده هیچگاه به آقای طباطبائی توهین نکرده ام بلکه قبلا گفته ام و الان هم می گویم که آقای طباطبائی با علم به حقایق دینی مغرضانه در صدد کتمان حقایق و حق پوشی در مسئله امامت است  البته آقای طبا طبائی عادت دارند که گفته های پیشین خود را انکار کنند ایشان در کتاب خود اعتقاد به امام زمان علیه السلام را مستند به تواتر حدیث می کنند و سپس آنرا انکار می کنند چطور می شود که تواتر یک حدیث بعد از 30 سال از بین برود ایشان همین رویه را در باره من بکار بستند چگونه می شود که اینجانب برادر مفضال و دانشمند باشم و سپس به دلیل عدم پذیرش اعتقاد ضد امامتی ایشان , بیسواد بشوم ؟ قضاوت با خوانندگان محترم .

در جواب کلام دوم ایشان که گفته بود دولتی ها از شما سوء استفاده می کنند در جواب گفتم که حسینی آن زمانی که با شما بود ترشی فروش بود و الان هم ترشی فروش هست و با جدا شدن از شما به هیچ پست و امتیازی نرسید در حالیکه زمانیکه حسینی همفکر شما شد دارای پست و مقام بود .اما به خاطر عقایدش پست و مقام را از دست داد و با همان زندگی کارگری اش ادامه زندگی می دهد . اما این سوال برای همه دوستان شما مطرح می شود که شما که به دیگران تهمت سو استفاده از پست و مقام را می زنید چگونه با این هزینه های گزاف بدون کار وکسب در شمال شهر زندگی می کنید

در جواب کلام سوم که از جانب شما نقل کرده اندکه حسینی مورد سو استفاده دیگران قرار گرفته است شما که خود را معلم دیگران می دانید چرا به ظن حکم می کنید مگر قرآن نفرموده است

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ (12/حجرات)   

وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا (36/یونس)

وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْم‏ (36/اسراء)

به نظر حضرت عالی اگر کسی با شما مخالف باشد و اعتقادات خود را شجاعانه بیان کند مورد سوء استفاده قرار گرفته است؟ اگر قرار بر سوء استفاده باشد من نشان خواهم داد شما به نحو اولی مورد سوء استفاده قرار گرفته اید

در نهایت اگر آقای طباطبائی شجاعت بیان اعتقادات خویش را دارند اینجانب کماکان تمایل دارم که در یک منظر عمومی و به صورت مستقیم ( نه با ارسال نماینده , بلکه با پاسخ کتبی به نامه اینجانب) با ایشان به مناظره بنشینم

 

نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |

قرآن را بازیچه مقاصد خود قرار ندهیم یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 6:44

قرآن را

بازيچه مقاصد خود  قرار ندهيم!

 

پژوهشي از

سيدمحمدتقي حسيني ورجاني

اسفند 1381


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |

دعوتی دیگر از آقای طباطبائی دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 22:27

باسمه تعالی

 

      دوستان گرامی و برادران مسلمان

 

با تقدیم سلام و تبریک سال نو

 

 

چندی پیش نامه ای از سوی اینجانب، سید محمدتقی حسینی ورجانی، میان شما و سایر دوستان و همراهان آقای مصطفی طباطبایی توزیع شد.

در آن نوشته، به گونه ای رسمی گفته شده بود که اینجانب آماده ام تا در مجمعی عمومی و در مجلسی همگانی، با آقای مصطفی طباطبایی بحثی علمی داشته باشم . هدف از این بحث و گفتگوی علمی نیز روشن شدن حقیقتی بود که من و شما در روز رستاخیز درباره ی آن باید پاسخگو باشیم!!

گذشته از آن؛ اعلام شد که اگر ایشان در نظر ندارند تا با من به گفتگو بنشینند، می توانند با یکی از شاگردان من حل مشکل نمایند. چرا که ممکن است سخن گفتن با من، برای ایشان دشوار باشد!

پس از پخش و توزیع آن نوشته، هیچ پاسخ منطقی از جانب آقای طباطبایی ارائه نشد. تنها واکنشی که ایشان بروز دادند، اعلان بی سوادی من و عدم لیاقتم برای گفتگوی علمی با ایشان بود. شاید ایشان  «جدال احسن قرآنی» را در این گونه برخورد تشخیص داده اند!

ضمن تقدیم تشکر و امتنان فراوان به جناب آقای مصطفی طباطبایی به سبب این ابراز لطف، خواستم تا دوستان و برادران گرامیم را آگاه کنم که سید محمدتقی حسینی ورجانی که اکنون از جانب ایشان به  بی دانشی و آخوندی گری نامبردار شده، همان کسی است که زمانی نه چندان دور از سوی ایشان با عنوان «برادر مفضال و محقق دانشمند» خطاب می شد! تصویر زیر، دستخط جناب آقای مصطفی طباطبایی است در زمانی که اینجانب «برادر مفضال و محقق دانشمند» بودم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آری؛ زمانی که سید محمدتقی حسینی ورجانی از حقیقت دور افتاده بود و در مسیر گمراهی گام بر می داشت، «برادری مفضال و محققی دانشمند» بود و روزهایی که حضرت آقای طباطبایی در نماز حضور نداشت، بجای ایشان امامت می کرد! اما وقتی در موضوع مهم و حیاتی مانند «امامت» به آگاهی رسید و راه را از چاه شناخت، ناگهان قلب ماهیت داد و در فرآیندی سریع به شخصی بی سواد که دوباره به حالِ آخوندی گری خود بازگشته، تبدیل شد!! عجب چشم بندی است در دستگاه آفرینش!

با این حال، دوباره سخن پیشین خود را تکرار می کنم تا برای شما عزیران آشکار شود که آقای طباطبایی اهل گفتگو هستند یا خیر:

اینجانب؛ سید محمدتقی حسینی ورجانی یا یکی از شاگردانم، حاضریم در موضوع «امامت» یا «توحید و شرک» با آقای مصطفی طباطبایی گفتگو کنیم. این بحث، سخنی است علمی برای کشف حقیقت و آگاه کردن جویندگان حقیقت. آنهم حقیقتی که چگونه زیستن ما را در جهان پس از مرگ رقم می زند.

از این روست که از ایشان دعوت می کنیم تا در حضور شما برادران، در این گفتگوی علمی شرکت کنند!

همچنین؛ خواهشمندیم اگر میلی به این کار ندارند، از ابراز واکنشهای غیرعلمی و غیر اخلاقی بپرهیزند زیرا این روش در خور عالمان دین و دانشمندان ربّانی نیست؛ البته اگر ایشان خود را عالمی دینمدار می دانند!

این، آثار و کلمات است که میزان برخورداری از علم و دانش را آشکار می کند نه تحکّم و تهمت و افترا!!

امیدورام که جناب آقای مصطفی طباطبایی از این برخوردهای غیرعلمی دست برداشته و برای روشن شدن حق و حقیقت، به این گفتگوی علمی دل بسپارند.

به ایشان اطمینان می دهم و این نوشته را نیز شاهد این اطمینان قرار می دهم که:

اگر من یا هرکدام از شاگردانم، نتوانستیم از عهده ی این گفتگوی علمی برآییم، دوباره به حال قبل بازگردیم و در جرگه ی هواداران ایشان قرار گیریم.

این اطمینان از آن روست که می دانم که اعتقاد به امامت، باورداشتی قرآنی، متین و خدشه ناپذیر است. و هیچکس، حتی آقای مصطفی طباطبایی، اگر روشی علمی پیشه کند، نخواهد توانست آن را زیر سؤال ببرد!

 

با آرزوی موفقیت و کامیابی

سید محمدتقی حسینی ورجانی

www.h-varjani.blogfa.com

فروردین 1387

 

نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی

(قسمت - ۵)

خلاصه ادعای بی دلیل :

نویسنده کتاب (( خرافات وفور در زیارات قبور )) در رابطه با حيات وممات پیامبر ( ص ) و امام ( ع ) صحبت كرده و خلاصه مدعای ایشان اين است كه ارواح انبياء و اولياء بعد ازشهادت يا وفات دربهشت برزخي و ارواح بدكاران در جهنم برزخي قرار دارند و ما به ارواح انبياء و اولياء و ائمه بعد ازشهادت و يا وفات دسترسي نداريم و ایشان از ما بی خبر هستند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |

غدیر پنجشنبه یکم فروردین 1387 8:11

كمال دين و تمام نعمت

 با پذيرش

ولايت امير المؤمنين عليه السلام

حاصل ميگردد

 

ادامه نقدي بر آراء به اصطلاح قرآنيان در موضوع

غدير

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |

40 سال خاطرات عبرت آموز - 10 شنبه هجدهم اسفند 1386 9:57

بسم الله الرحمن الرحيم

آيت الله شيخ محمد خالصي و تاثیر او بر قلمداران

 

آيت الله خالصي يكي از علماي بزرگ شيعه است كه ساكن كاظمين بود وايشان و پدرشان آيت الله خالصي ،آيت الله آقا شيخ محمد مهدي خالصي از علماء بزرگ بودند و در زمان اشغال عراق با اشغال گران جنگيدند همان زماني كه آيت الله كاشاني و پدرش آيت الله سيدمصطفي كاشاني هم در عراق جزء مبارزين بودند بعد وقتي مسلمانان عراق شكست خوردند آيت الله خالصي و پدرش آقا شيخ محمد مهدي خالصي را به بمبئي هند تبعيد كردند بعد از مدتي آنها راتبعيد به ايران كردند و آقاي خالصي حدود 20 سال در ايران بود.

مدتي در مشهد ، مدتي در يزد بود، مدتي در قم بود و در زماني كه در مشهد بودند پدر ايشان آقا شيخ محمدمهدي خالصي فوت مي كند آقا شيخ محمد مهدي و آقاشيخ محمد هر دو نفر ازعلماي بزرگ بودند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی  | لینک ثابت |