باسمه تعالی
دوستان گرامی و برادران مسلمان
با تقدیم سلام و تبریک سال نو
چندی پیش نامه ای از سوی اینجانب، سید محمدتقی حسینی ورجانی، میان شما و سایر دوستان و همراهان آقای مصطفی طباطبایی توزیع شد.
در آن نوشته، به گونه ای رسمی گفته شده بود که اینجانب آماده ام تا در مجمعی عمومی و در مجلسی همگانی، با آقای مصطفی طباطبایی بحثی علمی داشته باشم . هدف از این بحث و گفتگوی علمی نیز روشن شدن حقیقتی بود که من و شما در روز رستاخیز درباره ی آن باید پاسخگو باشیم!!
گذشته از آن؛ اعلام شد که اگر ایشان در نظر ندارند تا با من به گفتگو بنشینند، می توانند با یکی از شاگردان من حل مشکل نمایند. چرا که ممکن است سخن گفتن با من، برای ایشان دشوار باشد!
پس از پخش و توزیع آن نوشته، هیچ پاسخ منطقی از جانب آقای طباطبایی ارائه نشد. تنها واکنشی که ایشان بروز دادند، اعلان بی سوادی من و عدم لیاقتم برای گفتگوی علمی با ایشان بود. شاید ایشان «جدال احسن قرآنی» را در این گونه برخورد تشخیص داده اند!
ضمن تقدیم تشکر و امتنان فراوان به جناب آقای مصطفی طباطبایی به سبب این ابراز لطف، خواستم تا دوستان و برادران گرامیم را آگاه کنم که سید محمدتقی حسینی ورجانی که اکنون از جانب ایشان به بی دانشی و آخوندی گری نامبردار شده، همان کسی است که زمانی نه چندان دور از سوی ایشان با عنوان «برادر مفضال و محقق دانشمند» خطاب می شد! تصویر زیر، دستخط جناب آقای مصطفی طباطبایی است در زمانی که اینجانب «برادر مفضال و محقق دانشمند» بودم.


آری؛ زمانی که سید محمدتقی حسینی ورجانی از حقیقت دور افتاده بود و در مسیر گمراهی گام بر می داشت، «برادری مفضال و محققی دانشمند» بود و روزهایی که حضرت آقای طباطبایی در نماز حضور نداشت، بجای ایشان امامت می کرد! اما وقتی در موضوع مهم و حیاتی مانند «امامت» به آگاهی رسید و راه را از چاه شناخت، ناگهان قلب ماهیت داد و در فرآیندی سریع به شخصی بی سواد که دوباره به حالِ آخوندی گری خود بازگشته، تبدیل شد!! عجب چشم بندی است در دستگاه آفرینش!
با این حال، دوباره سخن پیشین خود را تکرار می کنم تا برای شما عزیران آشکار شود که آقای طباطبایی اهل گفتگو هستند یا خیر:
اینجانب؛ سید محمدتقی حسینی ورجانی یا یکی از شاگردانم، حاضریم در موضوع «امامت» یا «توحید و شرک» با آقای مصطفی طباطبایی گفتگو کنیم. این بحث، سخنی است علمی برای کشف حقیقت و آگاه کردن جویندگان حقیقت. آنهم حقیقتی که چگونه زیستن ما را در جهان پس از مرگ رقم می زند.
از این روست که از ایشان دعوت می کنیم تا در حضور شما برادران، در این گفتگوی علمی شرکت کنند!
همچنین؛ خواهشمندیم اگر میلی به این کار ندارند، از ابراز واکنشهای غیرعلمی و غیر اخلاقی بپرهیزند زیرا این روش در خور عالمان دین و دانشمندان ربّانی نیست؛ البته اگر ایشان خود را عالمی دینمدار می دانند!
این، آثار و کلمات است که میزان برخورداری از علم و دانش را آشکار می کند نه تحکّم و تهمت و افترا!!
امیدورام که جناب آقای مصطفی طباطبایی از این برخوردهای غیرعلمی دست برداشته و برای روشن شدن حق و حقیقت، به این گفتگوی علمی دل بسپارند.
به ایشان اطمینان می دهم و این نوشته را نیز شاهد این اطمینان قرار می دهم که:
اگر من یا هرکدام از شاگردانم، نتوانستیم از عهده ی این گفتگوی علمی برآییم، دوباره به حال قبل بازگردیم و در جرگه ی هواداران ایشان قرار گیریم.
این اطمینان از آن روست که می دانم که اعتقاد به امامت، باورداشتی قرآنی، متین و خدشه ناپذیر است. و هیچکس، حتی آقای مصطفی طباطبایی، اگر روشی علمی پیشه کند، نخواهد توانست آن را زیر سؤال ببرد!
با آرزوی موفقیت و کامیابی
سید محمدتقی حسینی ورجانی
www.h-varjani.blogfa.com
فروردین 1387
بسم الله الرحمن الرحیم
نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی
(قسمت - ۵)
خلاصه ادعای بی دلیل :
نویسنده کتاب (( خرافات وفور در زیارات قبور )) در رابطه با حيات وممات پیامبر ( ص ) و امام ( ع ) صحبت كرده و خلاصه مدعای ایشان اين است كه ارواح انبياء و اولياء بعد ازشهادت يا وفات دربهشت برزخي و ارواح بدكاران در جهنم برزخي قرار دارند و ما به ارواح انبياء و اولياء و ائمه بعد ازشهادت و يا وفات دسترسي نداريم و ایشان از ما بی خبر هستند .
ادامه مطلب
كمال دين و تمام نعمت
با پذيرش
ولايت امير المؤمنين عليه السلام
حاصل ميگردد
ادامه نقدي بر آراء به اصطلاح قرآنيان در موضوع
غدير
ادامه مطلب

