تبليغاتX
قرآنیان - نقد کتاب ((خرافات وفور در زیارت قبور)) نوشته سید ابوالفضل برقعی-18

بسم الله الرحمن الرحيم

نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی

( قسمت - 18 )

در ادامه نقد و بررسي ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی نقد زیبائی که محقق محترم آقای مهدی چهل تنی بر اين کتاب نگارش فرموده اند را تقديم مي كنم ، شاید چشمان انسانهای حق جو به اشتباهات فاحش آقای برقعی باز تر گردد

 (قسمت  -سوم )

6 - زیارت در منابع اهل تسنن :

1 - ابن هبيره در كتاب "اتفاق الائمه" (آن چه ائمه چهارگانه اهل سنت بر‌آن متفقند) مي نويسد :

" اتفق مالك و الشافعي و ابوحنيفه و احمد بن حنبل رحمهم الله تعالی علي ان زياره النبي مستحبه" مالك و شافعي و ابوحنيفه و احمدبن حنبل - خداي تعالي آنها را رحمت كند-  اتفاق كرده اند كه زيارت پيغمبر اكرم مستحب است. "

2- زرقاني مالکی در ج 8 صفحه 315 شرح المواهب مي نويسد : "  بوسيدن قبر شريف پيغمبر مكروه است مگر به قصدتبرك از قبر شريف . "

3-       محمد بن محمد العبدري مالكي در المدخل ج 1 صفحه 257 در فصل زيارت قبور ضمن شرح مفصلي از آداب زيارت پيغمبر اكرم و غسل و ادب نگهداشتن درنزديكي قبر و رحمت فرستادن بر صحابه و تابعين مي نويسد :

" ثم يتوسل الي الله تعالي بهم في قضاء مأربه و مغفرة ذبوبه ويستغيث بهم و يطلب حوائجه منهم ... فمن توسل به او طلب حوائجه منه فلا يرد و لا يخيب.... فالتوسل به عليه الصلوة و السلام هو محل حط الاوزار و اثقال الذنوب و الخطايا  كسيكه توسل بكند به او يا طلب حاجات از او نماید نااميد نمي شود. پس توسل به پيغمبر كه درود و رحمت خدا بر او باد محل از بين رفتن بار گناهان و سنگيني گناهان و خطا است. "

4ـ تقي الدين سبكي شافعي در شفاء‌ السقام في زيارة خير الانام ضمن صفحات 187 ، 59 ، 63 ضمن ابواب گوناگوني تأكيد بر استحباب زيارت قبر پيغمبر از طرف جميع مسلمين نموده و در صفحه 91 از نووي " شارح صحيح مسلم" نقل مي كند: " اجماع العلماء و المسلمين علي استحباب الزيارة  "

5ـ سمهودي در وفاء الوفاء ج 2 صفحه 444 به نقل از محب الدين طبري مي نويسد:

" انه يجوز تقبيل القبر و مسّه قال و عليه عمل العلماء الصالحين "

6ـ ابن جوزي در كتاب "الوفاء في فضائل المصطفي" دو باب به نام هاي باب "التوسل بالنبي" و باب "الاستشفاء بقبره" دارد .

دوست عزيزم ، اگر فقط فهرست كتبي كه علماء اهل سنت در باب زيارت پيغمبر اكرم و ابوابي را كه به رعايت ادب در هنگام زيارت و توصيه ها و فتاوي آنها بر جواز توسل و استشفاء به قبر رسول الله نوشته اند در اینجا ذکر کنم چندين صفحه ازاين مقاله را اشغال خواهد كرد و از منظور اصلي دور مي افتيم . چند نمونه ذكر كرده و اين مبحث را خاتمه مي دهم .

7ـ حافظ و رجال شناسان بزرگ اهل سنت در ج 7 صفحه 388 تهذيب التهذيب از قول حاكم كه يگانه دهر در حفظ و ضبط احاديث بود نقل مي كند: " سمعت ابابكر محمد بن مؤمل يقول خرجنا مع امام الحديث ..." حاكم گفت :

از ابوبكرمحمدبن مؤمل شنيدم كه مي گفت : با پيشواي حديث ابوبكر حزيمه و ابوعلي كه در علم همانند او بود با جمعي از مشايخ و ا ستادان خود كه در آن وقت تعدادشان بسيار بود براي زيارت قبر " علي بن موسي الرضا " در طوس بيرون رفتيم و بدان گونه تعظيم و تضرع از ابن خزيمه نسبت به آن بقعه مشاهده كرديم كه متحير شدیم.

 اين عمل يكي از پيشوايان فقه و حديث اهل سنت است با قبر فرزند رسول خدا (ص) .

8ـ حديث شناس و رجال شناس مشهور اهل سنت ابوحاتم حبان در ترجمه امام علي بن موسي الرضا مي نويسد :

" ما حلت بي شدة في وقت مقامي بطوس و زرت قبر علي بن موسي صلوات الله علي جده و عليه دعوت الله تعالي ازالتها عني الا استجيب لي و زالت عني تلك الشدة و هذا شيء جربته مرارا ً"

هیچگاه درطوس پيش نيامد كه رنجي به من برسد و قبر علي بن موسي الرضا را زيارت كنم و از خداوند برطرف شدن رنج را بخواهم و دعايم مستجاب نشود و آن سختي برطرف نگردد و اين چيزي است كه بارها تجربه كرده ام.

9ـ خواجه محمدحسن حنفي هندي در اصول الاربعه صفحات 2ـ5 ازمحمدبن ادريس شافعي امام شافعي نقل مي كند كه قبر موسي بن جعفر براي اجابت دعا به منزله ترياق مجربي است.

10ـ خطيب بغدادي در ج 1 صفحه 120 تاريخ خود از اباعلي خلال شيخ مذهب حنبلي نقل مي كند :

" ما همني امر فقصدت قبر موسي بن جعفر فتوسلت به الا سهل الله تعالي لي ما احب " مشكلي براي من پيش نيامد مگر به سوي قبر موسي بن جعفر (ع) رفتم و به او توسل جستم و خداوند بر من آسان فرمود.

11ـ شيخ يوسف بنهاني درشواهد الحق مي نويسد: توسل و استغاثه به پيغمبر اكرم ص و شفيع قرار دادن آن حضرت جائز و نيكوست و اين امر بر هر دينداري معلوم است و از انبياء و مرسلين سر زده و سيره سلف صالح از علماء و عوام مسلمين بوده است.

12ـ سهمودي شافعي در وفاء الوفاءج 4 صفحه 1371 از قول مالك بن انس پيشواي مذهب مالكي در ضمن مناظره اي با ابوجعفر منصور دوانيقي در مسجد پيغمبر نقل مي كند كه مالك به منصور گفت: به طرف قبر بايست و اورا شفيع خود قرار ده.

براي اين كه مشخص شود قول بر نهي زيارت و زيارت نامه خواندن و اولياء خداوند را مرده پنداشتن از كجا سرچشمه گرفته است اينجانب قول دو تن از علماء مشهور اهل سنت را نقل مي كنم:

13ـ زيني دحلان مفتي معروف و فاضل مكه در الدرر السنيه درباره محمد بن عبدالوهاب مي نويسد: از كارهاي زشت او اين است كه مردم را از زيارت قبر پيغمبر اكرم ص منع مي كرد ، جمعي از مردم احساء به زيارت رسول الله رفتند و شيخ محمد خبر يافت و هنگام عبور از درعيه دستور داد ريش زوار احسائي را ميتراشيدند و وارونه سوار مركب ايشان كردند .

14ـ محمد ابوزهره نويسنده معاصر و مشهور مصري در کتاب " ابن تيميه حياته وعصره و آرائه و فقهه " مي نويسد : ابن تيميه در اين سخن {منع زيارت قبر پيغمبر }با عموم مسلمانان مخالفت بلكه مبارزه كرده است.

برادران اهل سنت نه تنها 9 زيارت نامه گوناگون از غزالي، قسطلاني، ياجوري، ابن حبيب، شيخ زاده ، فاكهي و... در كتب خود نقل كرده اند، بلكه زيارت نامه ابوبكر و ... در کتاب  فقه در مذاهب چهارگانه ج 1 صفحه 551 و سه زيارت نامه برای عمر و سه زيارت نامه براي هر دو شيخين و زيارت ائمه بقيع ، شهداء احد، زيارت حمزه را در كتب خود آورده اند . آنها نه تنها زيارت قبر پيغمبر اكرم را مستحب مؤكد مي دانند بلكه كرامات زيادي نيز به قبر ابوحنيفه ، معروف كرخي ، زبير، شافعي . سيده نفيسه، مشهد رأس الحسين،‌مرقد علي بن الحسين و احمدبن حنبل نسبت داده اند چنان كه ابن جوزي در مناقب احمد صفحه 454 نقل مي كند: خداوند هر سال قبر احمد رازيارت مي كند{!}. و ابن عساكر در صفحه 46 ج 2 تاريخ خود در رؤيايي از ابي بكر بن انزويه از رسول خدا (ص) نقل مي كند: من يزوره غفر الله له: كسيكه قبر {احمد بن حنبل} را زيارت كند خداوند اورامي آمرزد. و ابن جوزي در ضمن وقايع سال 389 مي نويسد : اهل تسنن به زيارت قبر مصعب بن زبير {قاتل مختار بن ابي عبيده ثقفي} مي روند همان طور كه شيعه به زيارت قبر حسين (ع) مي روند . المنتظم ج 7 صفحه 206.

 مرحوم علامه برقعي انصاف نداده اند . شما انصاف دهيد آيا كساني كه به جاي زيارت قبر حسين بن علي (ع) به زيارت مصعب بن زبیر  وطلحه و زبير مي روند و خداوند سبحانه و تعالي را سالي يك مرتبه به زيارت قبر  احمدبن حنبل مي آورند حق دارند به قول علامه برقعي شيعه را مشرك و رافضي بخوانند ؟

احاديث زيارت قبر پيغمبر اكرم ص در صحاح و مسانيد اهل سنت از طرق مختلف نقل شده كه فقط به چند نمونه آن اكتفا مي كنم :

1ـ از عبدالله بن عمر از پيغمبر اكرم  نقل شده :  "  مَنْ زَارَ قَبْرِي وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِي " كسي كه مرقد مرا زيارت كند شفاعت من بر او لازم است اين حديث را بيش از 40 نفر از علماء‌ اهل سنت در كتب خود نقل كرده اند. چنان كه گروهي از فقها و علماي مذاهب چهارگانه در ج 1 ص 590 كتاب "فقه در مذاهب چهارگانه" آورده اند.

2ـ از عبدالله بن عمر از پيغمبر اكرم : " مَنْ حج فزَارَ قبری بَعْدَ وَفَاتِي كَانَ كَمَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي‏ " كسي كه حج كند وبعد از وفات قبر مرا زيارت كند مثل آن است كه در زندگي مرا ديدار كرده . اين حديث را سيوطي در ج 8 صفحه 99 جامع الصغير ،خطیب در مشكاة المصابيح ،سمهودي ج 2 صفحه 397 وفاء الوفاء و ...آورده اند .

3ـ ازعبدالله بن عمر از رسول خدا ص" من حج البيت و لم يزرني فقد جفاني" كسيكه زيارت خانه خدا كند و مرا زيارت نكند بر من جفا كرده . قسطلاني در مواهب اللدنيه ،شوكاني درنیل الاوطار ج 4 صفحه 325 ،ابن عدي در الكامل و...

4ـ از ابي هريره از رسول خدا (ص) : " من زارني بعد موتي فكانما زارتي و انا حي و من زارني كنت له شهيدا و شفيعا يوم القيامه" . وفاء الوفاء ج 2 صفحه 400

5ـ انس بن مالك از پيغمبر اكرم :" من زارني بالمدينه كنت له شفيعا" .زرقاني مالكي شرح المواهب ج 8 صفحه 299 ،قسطلاني في مواهب اللدنيه ،شيخ عبدالرحمن مجمع الانهر ج 1 صفحه 157 و...

6ـ از ابن عباس از پيغمبر اكرم :" من زارني في مماتي كان كمن زارني في حياتي".

گمان مي كنم همين مقدار كافي است و كساني كه طالب تحقيقات بيشترند مي توانند به كتب مربوطه و خصوصا جلد پنجم الغدير مراجعه كند. اما براي اين كه كاملا روشن شود كه زيارت قبور و توسل به انبياء و اولياء سيره جميع مسلمانان ـ غير از ابن تيميه و وهابيان ـ بوده است. اين قسمت را با سخن شيخ سليمان برادر محمدبن عبدالوهاب خاتمه مي دهم: ". . . ازهيچ يك از ائمه (ائمه اهل سنت ) شنيده و روايت نشده است كه مرتكبين اين اعمال ( اموري كه وهابيان موجب شرك و كفر مي دانند مثل زيارت قبور، توسل، شفاعت و...) كافر يا مرتد دانسته و دستور جهاد با آنان را داده باشند يا اين كه بلاد مسلمين را به همان گونه كه شما مي گوييد بلاد شرك و كفر ناميده باشند. هم چنين در اين مدت هشتصد سال از هيچ عالمي از علماي اسلام روايت نشده است كه اين امور را كفر دانسته باشند. به خدا سوگند لازمه سخن شما اين است كه تمام امت پيغمبر بعد از زمان احمدبن حنبل چه علما و چه امراء و چه عامه مردم همه كافر و مرتد هستند". شيخ سليمان عبدالوهاب الصواعق الالهيه صفحه 38.

اين علامه بزرگ لابد مي دانستند كه صحاح اهل سنت بارها مورد شرح و تفسير قرار گرفته و فضلاي بنام و فقهاي مشهور و حديث شناسان معروفي بر آنها شرح و حاشيه نوشته اند و تاكنون نيز حتي يكي از شارحان نقل نشده كه حافظان احاديث توسل و تبرك جستن از قبر را كفر و شرك بدانند .

برادرعزيزم قصد من پاسخ به سخنان گزاف آقاي برقعي نبوده و نيست كه به قول مولوي :

گفت مادر تا جهان بوده   است اين                      كار افرازيان  بدندي  در  زمين

هين تو كار خويش كن اي ارجمند                    زود كايشان ريش خود بر مي كنند

اين كتاب و آن كتابهايي كه اين كتاب از روي آنها نوشته شده و كتاب هايي كه از روي اين كتاب رونويسي كرده اند ، و همه آن نوشته ها درد بزرگي دارند كه آن درد بدفهمي آيات كلام الله مجيداست. غريب تر آن كه با همين بدفهمي مردم را به بهانه پرهيز از شرك به شركي بس ناستوده و ناپسند مي خوانند و عبرت نمي گيرند. اين بنده توضيح آن بدفهمي را به پايان اين نامه موكول مي كنم و گرنه علامه برقعي را نبايد يك نويسنده جدي گرفت .

آخر چه مي توان گفت به «علامه اي» كه ميان جمع آوري  حديث و ادعاي صحت يا جرح و تعديل آن تفاوتي نمي گذارد و گمان مي كند آن چه در بحار يا كافي گردآوري شده مرحوم مجلسي و كليني صددرصد صحيح – بمعنای مصطلح متاخرین - دانسته اند. كليني خود در هر بابي از كافي روايات را با احتمال صحت مرتب كرده و تاكنون كسي مدعي نشده كه آن چه در كافي روايت شده تماما صحيح است ، يا ترتيب كليني غير قابل مناقشه است .

نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 ساعت 9:58 | لینک ثابت |