بسم الله الرحمن الرحيم
نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی
( قسمت - 19 )
در ادامه نقد و بررسي ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی نقد زیبائی که محقق محترم آقای مهدی چهل تنی بر اين کتاب نگارش فرموده اند را تقديم مي كنم ، شاید چشمان انسانهای حق جو به اشتباهات فاحش آقای برقعی باز تر گردد
(قسمت -چهارم )
12 – قران شناسی علامه برقعی :
آخر چه مي توان گفت به قرآن شناسي آقاي برقعي ، آنجا كه در صفحه 88 خرافات وفور مرقوم مي فرمايند:
"خدا براي كسي به خصوص مدح نمي كند، مدح خدا براي جمعي باشد كه داراي صفات حسنه باشد".
و لابد نمي دانند كه خداوند در قرآن كريم از ابراهيم ، نوح ، موسي ، عيسي ، مؤمن آل فرعون ، مريم ،... و رسول الله سلام الله عليهم اجمعين ، مدح فرموده و خصوصا در آيه پانزدهم از سوره مريم در باره حضرت يحيي ميفرمايد :" وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا (15) مریم " سلام {حق} بر او باد در روز ولادتش و در روز وفاتش و روزي كه زنده برانگيخته شود . و در باره پيغمبر اكرم مي فرمايد : خلق و خوي تو عظيم است.
شگفتا ايشان بارها مدعي مي شوند كه غير از خداوند كسي شفيع نيست و در صفحه 67 " خرافات وفور..." ، قرآن راشفيع روز قيامت مي دانند .
ایشان اصرار مي كنندكه نبايد بر روي قبر بنا كرد و لابد فراموش كرده اند كه قبر مطهر رسول الله به توصيه ابوبكر در حجره عايشه بود و حجره قبر حضرت ابراهيم پیامبر نیز قرن هاي متمادي پس از فتح عمر بر پا بود.
سبحان الله ،يك جا در صفحه 242 "خرافات وفور" مي فرمايند : " هر امامي بايد تابع انبياء باشد و تابع ، مقامش بالاتر از متبوع نيست ".
و در صفحه بعد مي فرمايند:
" پس هر كس سعي كند اطاعت خدا و رسول نمايد ممكن است به مقام انبياء برسد ، كه خيلي بالا تر از مقام امام اند".
گويا ترقي فقط براي امامان ممنوع است ؟
در صفحه 65 کتابشان مي فرمايند :
" طبق صد آيه قرآن امين صفت رسول خداست"
و البته منظورشان از صد آيه هفت آيه است ، و حال آنکه خداوند در سوره دخان مي فرمايد :
" إِنَّ الْمُتَّقينَ في مَقامٍ أَمين ".
در صفحه 71 "خرافات وفور" مي فرمايند:
" قرآن مي گويد معجزه كار خداست".
و در قرآن از زبان عيسي بن مريم سلام الله عليهما به صيغه متكلم وحده نقل مي كند :
" أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّه ".
ایشان در صفحه 213 مي فرمايند :
" خداوند منزه است از داشتن ولي "
مثل اين كه گمان كرده اند ولي الله يعني سرپرست خدا ، و حال آنکه خود خداوند مي فرمايد :
" أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ".
در صفحه 80 خرافات وفور مي فرمايند :
"ما نشنيده بوديم كه نبوت و رسالت ارثي شود".
و حال آنکه خداوند در سوره مريم از زبان زكريا نقل مي كند :
" فَهَبْ لىِ مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا يَرِثُنىِ وَ يَرِثُ مِنْ ءَالِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا " 5 و6 مریم خدايا فرزندي صالح و جانشيني شايسته به من عطا فرما تا از من و از آل یعقوب ارث ببرد و خدایا او را مرضی قرار ده "
خداوند دعاي او را در پيري و نازائي همسرش اجابت فرموه و حضرت يحيي را به او عطا فرمود ودر كودكي به مقام نبوت رسانيد چنان كه مي فرمايد :
" يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا "(12) مریم .
در صفحه 43 مي نويسد :
" دين اسلام مانند مسيحيت نيست كه بگويد كسي گناهي كرده نزد مخلوق برود تا چه رسد به قبر مخلوق ".
و در مقابل فرمایش ایشان خداوند مي فرمايد :
" وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً نساء 64 .
آن هنگاميکه (گروه منافق) ظلم به نفس ( گناه ) كردند ، اگر از کردار خود به سوی خدا توبه نموده و به تو رجوع مي كردند تا بر آنها استغفار كني و از خدا برای آنها آمرزش طلب نمائی البته در اين حال خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند. "
و باز در سوره مباركه يوسف از زبان فرزندان يعقوب مي فرمايد :
" قالوا يا ابانا استغفرلنا ذنوبنا انا كنا خاطئين
اي پدر ما براي ما طلب مغفرت كن براي گناها نمان ، كه خطا كاريم ."
و حضرت يعقوب نفرمود : مگر شما مثل شيعيان مشرك هستيد كه نزد من آمده ايد بلكه فرمود :
" سوف استغفر لكم ربي انه هو الغفورالرحيم"
البته كه توحيد حضرت يعقوب كمتر از مرحوم علامه برقعي نبود ، و البته كه آنها نگفتند : پدر ما را ببخش ، چنان كه بعضي مي گويند ، بلكه طلب بخشش گناهان خود را نزد خداوند به پدر عرضه داشتند .
13 - عتبه حرم در کلام علامه برقعی :
حق اين است كه مرحوم برقعي اكنون دستش از دنيای ما كوتاه است و خداوند مي داند كه من چه بسيار ملاحظه ايشان را در اين نامه كرده ام ، اما چه كنم كه متاسفانه تتبعات ايشان در باره گنبد ، ضريح ، حائر، عتبه را بوسيدن و آداب زيارت حرم ها ، غالبا گزاف گويي و نتيجه بي اطلاعي و زاييده توهمات ايشان است .
ایشان در جاهای مختلف در باره بوسيدن عتبه حرم سخن رانده و فرموده اند :
"در بحار و مفاتيح و ساير كتب شيعه نوشته اند كه امام صادق (ع) فرمود : يكي از آداب زيارت بوسيدن عتبه حرم است ، و البته چنين خبري در بحار و مفاتيح از قول امام نيست"
وحال آنکه اظهار شگفتي مرحوم برقعي وجهي ندارد ، چنان كه شما نيز مي توانيد به آداب زيارت در مفاتيح مراجعه فرماييد .
علامه برقعي يك جا در صفحه 34 خرافات وفور مرقوم فرموده اند :
" از آقايان ابن طاوس و شيخ طوسي و مجلسي و قمي بايد پرسيد كه اين روايات راجع به رواق و حرم را چرا از قول ائمه نوشته اند"
و يك جا در صفحه 46 زيارت نامه هاي طولاني و... را از قول شيخ طوسي و صدوق و مفيد و ابن طاوس و ديگران نقل كرده و بعد مي گويند :
" اين زيارت نامه ها از خدا و رسول نيست . "
آقاي برقعي خود مشكلي مي تراشند و خود جواب مي دهند.
اما حائر به زمين پست گفته مي شود و مرقد مطهر حسين بن علي در زمين پستي بوده و عجب نيست كه اطراف آن از همان قرون اوليه محصور بوده باشد .
ضريح نيز علاوه بر آن چه اكنون گفته مي شود و ميان مردم مصطلح است به گور، لحد، صندوق روي قبر نيز اطلاق مي شود .
از خطيب بغدادي مورخ بسيار مشهور اهل سنت نقل شد كه امام كاظم در قبرستان شوتيزيه در زیر گنبد به خاك سپرده شد .
مورخان و مترجمان و رجال شناسان بسياري نقل كرده اند كه امام زين العابدين، امام باقر و امام صادق علیهم السلام زير گنبد قبر امام حسن علیهم السلام و عباس عموی پیامبر به خاك سپرده شد .
گويا مرحوم برقعي فريب برخي ادعاهاي بي اساس ابن تيميه و محمدبن عبدالوهاب را كه مدعي بودند تا قرن پنجم قبرها را با زمين يكسان مي ساختند و آثار و نشانه اي نداشتند ، خورده و شخصا در تاريخ تحقيق نفرموده اند . چنان كه چيزهايي مي گويند كه هيچ شيعه اي بدان معتقد نيست.
14 - روزی شهداء از دیدگاه آقای برقعی :
مثلا در صفحه6 خرافات وفور مي فرمايند :
" كساني كه از قرآن بي خبرند خيال مي كنند كه شهدا در همين دنيا از رزق دنيا مي خورند ! "
و الله من يك نفر را نمي شناسم كه خيال كند كه امامان از آبگوشت و چلوكباب دنيا مي خورند.

