تبليغاتX
قرآنیان - نقد کتاب ((خرافات وفور در زیارت قبور)) نوشته سید ابوالفضل برقعی-20

بسم الله الرحمن الرحيم

نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی

( قسمت - 20 )

در ادامه نقد و بررسي ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی نقد زیبائی که محقق محترم آقای مهدی چهل تنی بر اين کتاب نگارش فرموده اند را تقديم مي كنم ، شاید چشمان انسانهای حق جو به اشتباهات فاحش آقای برقعی باز تر گردد

 (قسمت  -پنجم )

  15 - معنای عند الرب :

اين مرحوم كه خدا از تقصيراتش بگذرد چيزهايي در صفحه 5 خرافات وفور در باره "عندالخلق" و " عند رب " نوشته و به عقايد شرك آميز آلوده كرده كه فقط بايد به خدا پناه برد . بالاخره ايشان مي فرمايند :

" آنان (صلحا و شهدا و انبياء) عند ربهم هستند ، نه عندالخلق و نه عند القبر ، عندرب كجاست".

گويا ايشان گمان برده اند اگر كسي عندا لخلق باشد الزاما عندرب نيست ولابد خداوند نزد خلق حضور ندارد؟ اما قرآن غير ازاين مي گويد . در آيات شريفه 36 و 37 سوره مباركه آل عمران مي فرمايد :

" كَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ " (37) آل عمران .

هر وقت زكريا به محراب عبادت حضرت مريم وارد مي شد رزق شگفت آوري مي يافت و مي گفت اي مريم اين روزي از كجا براي تو مي رسد؟ "...گفت اين روزي از نزد خداوند است ( من عندالله ) و به راستي خداوند به هر كه بخواهد روزي بي حساب مي دهد . "

 

 16 - وصی در دیدگاه علامه برقعی :

علامه برقعی در صفحه 177 فرموده اند :

" بسياري از رسولان خدا طبق ايات قرآن وصي نداشته اند مانند حضرت هود و شعيب و عزير و... "و البته معلوم نيست اين عقيده را از كجاي قرآن بيرون آورده اند ؟ "

براستی آیا علامه برقعی سرگذشت حضرت هارون و حضرت موسی را در قران خوانده اند ؟

 

17 - توسل ائمه اطهار علیهم السلام  :  

در صفحه 124 مي نويسند :‌

"هيج كدام از ائمه به بشري متوسل نشده اند..."

 و شگفتا، بسياري از ادعيه صحيح السند و بعضي از همان دعاهايي كه آقاي برقعي در خرافات وفور آورده اند پر است از توسل ائمه به جد بزرگوارشان . در صحيفه سجادیه در دعاي روز شانزدهم مي خوانيم

  "  اتوجه اليك اللهم لا اله الا انت بنبيك محمد... يا محمد اني اتوجه بك الي الله ربك و ربي في قضاء حاجتي . . . "

و هم چنين در دعاي روز عرفه از امام حسين علیه السلام  و در دعاي عرفه از حضرت سجاد علیه السلام  ودر دعاي حضرت سجاد علیه السلام  هنگام زيارت اميرالمؤمنين علیه السلام  و در دعاي سي ام از دعاي صحيفه این نوع از توسلات بچشم میخورد . راستي حسين بن علي و علي بن الحسين علیهم السلام به اندازه علامه برقعي و رفقايش از قرآن و توحيد خبر نداشتند؟

  18 - نماز خواندن بر روی قبر :

مرحوم برقعي صفحات زيادي را به نماز خواندن بر روي قبر اختصاص داده اند ، آخر كدام يك از شيعيان بر روي قبر امامان نماز مي خوانند؟ ايشان نمي دانند كه فاصله محل نماز در حرم مطهر ائمه (ع) و مرقد مطهر آنها غالبا بيشتر از فاصله نمازگاه مسلمين تا مرقد شريف رسول الله ص میباشد . بگذريم ، بررسي اشتباهات مرحوم برقعي به راستي خسته كننده و ملال آور است و هر صفحه اي به ده صفحه توضيح نيازمند است و گمان مي كنم فعلا همين مقدار كافي باشد .

 19 - اخلاص موحدین در زیارت ائمه معصومین علیهم السلام :

 نمي دانم چرامرحوم برقعي و دوستانش به زائران حرم ائمه (ع) پرداخته اند در حالی که زائرین غالبا مردماني با اخلاص بوده و هر زيارتي را با تسبيح پروردگار و اقرار به توحيد و يگانگي خداوند آغاز مي كنند. امااین آقایان وهابی نما حتي يك بار به من و شما نگفتند كه پيروي از سنت عمر يا اطاعت مطلق از غير معصوم يا چه فرمان يزدان و چه فرمان شاه شرك است ؟ !

 20 - مرز توحيد و شرك در قرآن كريم :

دين مقدس اسلام دين توحيدي است و شرك به تعبیر قران « ظلم عظيم » و از گناهان نا بخشودني است . به راستي از اولين وظايف هر مسلمان پيراستن عقيده و عمل خود از انواع شرك است. در اين حقيقت ترديد و اختلافي نيست. اختلاف ميان جميع مسلمانان از شيعه و سني با آقاي برقعي و ابن تيميه نادان و محمد بن عبدالوهاب تفرقه افكن و دوستان و هم مسلكان ايشان در مصاديق توحيد و شرك است. با اين كه توضيحات روشني در اين مورد از روايات موجود است ، اما سعي مي كنم در اين نوشته فقط از قرآن كريم استعانت جويم .

قرآن كريم از زبان مشركين هنگام عذاب چنين حكايت مي كند :

" تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَالٍ مُّبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبّ‏ِ الْعَالَمِين‏   شعرا /98.

 سوگند به خدا كه ما در گمراهي آشكاري بوديم هنگامي كه بت ها را با پرودگار عالميان برابر مي گرفتيم " .

 اين سخن روشن قرآن كريم مي تواند سرفصل آخرين بحث ما قرار گيرد. در اين آيه شريفه ، شرك يعني برابر گرفتن كسي يا چيزي با رب العالمين ، هم چنان كه مفهوم كلمه شريك نيز چنين حقيقتي را القا مي كند. پس بايد به قرآن كريم مراجعه كرده و ببينيم كدام عمل يا عقيده اي برابر گرفتن كسي يا چيزي با «رب العالمين» است كه مصداق شرك قرار مي گيرد.

 1/20 - آيا اگر معتقد باشيم كسي مي تواند ،  به اذن خداوند ،  كارهائی را که خدا به خود نسبت داده ، و آن انحصاری خود قرار نداده است ، انجام دهد ، مشرك  شده ايم ؟

شكي نيست كه حيات و ممات به دست پروردگار است و اين حقيقت در بسياري از آيات شريفه تأكيد و تكرار شده است ، پروردگار زنده كننده و ميراننده موجودات است ، چنان كه مي فرمايد :

" وَ اللَّهُ يُحْيي‏ وَ يُميتُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ   آل عمران   156

 خداوند زنده مي كند و مي میراند و خداوند به آن چه مي كنيد بينا است ."

 و مي فرمايد :

" إِنَّا نَحْنُ نُحْيي‏ وَ نُميتُ وَ إِلَيْنَا الْمَصير   ق 43

 همانا ما زنده مي كنيم و مي ميرانيم و بازگشت به سوي ما است ."

اما همين قرآني كه در ده ها آيه شريفه با تأكيد مي فرمايد كه مرگ و زندگي دست خداوند است در آيه شريفه 49 از سوره آل عمران به صيغه متكلم وحده از زبان عيسي (ع) مي فرمايد :‌

" أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ "

و كور مادرزاد را و مبتلاي به پيسي را به اذن خداوند شفا مي دهم و مردگان را به اذن خداوند زنده مي كنم .

 به صريح آيات قرآن كريم ، اگر معتقد شويم كسي ممكن است به اذن خدا مردگان را زنده كند ، مشرك نيستیم. و بر خلاف تصور مسيحيان زنده كننده مردگان نه خدا است و نه شريك او و نه پسر او.

2/20- آيا اگر معتقد شويم كسي مي تواند كارهاي فوق طاقت بشري ، كارهايي كه انسان های دیگراز آن عاجزند ،  به اذن خداوند ،  انجام دهد. مشركیم؟

در آيات 38 تا 40 سوره مباركه نمل خداوند از زبان سليمان نبي نقل مي كند كه به مصاحبان خود مي گويد :‌

" كدام يك مي تواند تخت بلقيس ر ا پيش از آن كه تسليم امر من شود اينجا بياورد؟"

 عفريتي از جنيان مي گويد من چنان برآوردن تخت او قادر هستم و امينم كه پيش از برخاستن تو از جايگاهت تخت را به حضور مي آورم

 " قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ "

 و آن كس كه به علم كتاب (الهي) آگاه بود، گفت :

" من چنان برآوردن تخت بلقيس قادر هستم و پيش از آن كه چشم بر هم زني تخت را بدينجا مي آورم "

 " پس سليمان تخت را نزد خود مشاهده كرد"

ملاحظه مي فرمايید به صریح آيات قرآن مجيد مردي از اولياء خداوند كه پيغمبر نيز نبود ، تختي را كه قرآن در آيه 23 همين سوره مباركه « عرش عظيم » مي خواند ، قبل از يك چشم بر هم زدن ، از پايتخت ملكه سبا به حضور سليمان مي آورد و البته نه او خداوند است و نه شريك خدا.

3/20 - مؤمنان و موحدان مي دانند كه بادها به امر خداوند جابجا مي شوند چنان كه قرآن مجيد در آيات زيادي متذكر اين معني است و مي فرمايد :

" هُوَ الَّذي يُرْسِلُ الرِّياحَ " اعراف/57

و مي فرمايد :

 " وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّياح‏ " روم /46

و مي فرمايد :

" اللَّهُ الَّذي يُرْسِلُ الرِّياحَ "روم 48

 اما در آيه 81 سوره انبياء مي فرمايد :

" وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْري بِأَمْرِهِ إِلى‏ الْأَرْض‏...

 باد تند را مسخر سليمان گردانيديم تا به امر او بر سرزمين شامات كه در آن بركت قرار داديم بوزد".

ودر آيه 36 از سوره مباركه ص مي فرمايد :

" فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْري بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ

باد را مسخر فرمان سليمان كرديم تا به امر او ، هرجا بخواهد به آرامي روان شود"

و البته سليمان نبي نه خدا بود و نه شريك خداوند . بلكه بنده اي عاجز  و ناتوان در درگاه احديت بود.

راستي آقاي  برقعي نبايد اين آيات را خوانده و در آنها تدبر كرده باشد؟

نوشته شده توسط سید محمد تقی حسینی ورجانی در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 ساعت 8:45 | لینک ثابت |