بسم الله الرحمن الرحيم
نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی
( قسمت - 22 )
در ادامه نقد و بررسي ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی نقد زیبائی که محقق محترم آقای مهدی چهل تنی بر اين کتاب نگارش فرموده اند را تقديم مي كنم ، شاید چشمان انسانهای حق جو به اشتباهات فاحش آقای برقعی باز تر گردد
(قسمت -هفتم )
21 - خواندن غیر خدا :
مرحوم علامه برقعي در صفحه 119خرافات وفور مي فرمايند :
" خواندن اهل دنيا برای كمك و ياري اشكالي ندارد در صورتي كه مدعو زنده و حاضر باشد ، نه آن كه مدعو غيبي و غايب بي خبر" .
سخن فوق تقلیدی است از سخن محمدبن عبدالوهاب دررساله كشف الشبهات و آن هم رو نوشتی است از حرف ابن تيميه در زيارت القبور ، بي كم و كاست.
اما راستي اگر خواندن غير خدا براي كمك و ياري شرك باشد چه فرقي ميان زنده و مرده است ؟ مگر بت زنده و مرده و حاضر و غايب دارد؟ مگر آن كه خداوند شريك قرار دادن زندگان را مي پسندد و از شريك گرفتن مردگان ابا دارد؟! حقيقت اين است : زنده يا مرده، شيئ يا شخص ، هر یک را اگر معبود گرفتيم عبادت غیر خدا را كرده ايم و مشركيم و اگر زنده یا مرده ، شيء یا شخص را بعنوان وسيله بر گزیدیم ، واضح است که وسيله غير از شريك خداوند است.
شما قضاوت بفرماييد توسل به پول براي رفع حوائج عيبي ندارد اما آیا توسل به دعاي پيامبر و امام براي رفع حوائج شرك است ؟
22 - فاسد ترین نوع شرک :
به يكي از آقايان پیرو مرام وهابیت عرض كردم كه من و شما دائما به اشياء و اشخاص متوسل مي شويم ، آب براي رفع تشنگي ، نان براي رفع گرسنگي ، دارو و دكتر براي رفع بيماري و ... چرا توسل شرك است ؟ فرمودند:
"درامور طبيعي و عادي ا شكالي ندارد ، در امور ماوراء طبيعي نبايد چنين كرد". البته بدين ترتيب قلمرو حكومت خدا به ماوراء طبيعت منحصر مي شود كه در آن جا توسل به غير خدا شرك است و در امور طبيعي خدا را كاري نيست و توسل مانعي ندارد . اين عقيده از فاسدترين انواع شرك است كه آقايان مبلغ آنند و ازتبعات آن غافل اند.
مرحوم علامه در صفحه 125 خرافات مثلا مچ گيري فرموده اند كه :
" اگر امام را حاضر مي داني چرا مي گويي خدايا سلام مرا به او برسان و اگر غايب است چرا مي گويي أَشْهَدُ أَنَّكَ تَسْمَعُ كَلَامِي ".
لابد ايشان گمان مي كنند كه پيام غائبان را بايد خدا برساند و حاضران احتياجي به قدرت پروردگار ندارند و اسباب و وسائل آن را مي رساند. پناه مي بريم به خداوند از چنين شرك فاسدي.
انصاف مي دهم كه صرف وقت بيشتر بر نوشته آقاي برقعي اسراف است. اما در بعضي از تتبعات ايشان حيرانم و دليل آن را نمي دانم . راستي وقتي آيات شريفه قرآن كريم به صراحت مي فرمايند :
" وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ و كسي كه در راه خدا كشته شده مرده نپنداريد بلكه او زنده است و نزد پروردگار روزي مي خورد و شما نمي دانيد".
چرا اين «علامه » اصرار دارد با توجيه و تأويل غير از اين بگويد . وی در صفحه 135 خرافات وفور به شيعيان ايراد مي گيرند كه چرا :
" اخباري كه بر خلاف خلفا و بر خلاف اهل سنت است جمع كرده اند"
ودر همان حال خود ايشان شيعيان را احمق ، كذاب، بيشعور، مشرك، فاسد و حقه باز مي نامند.
آقاي برقعي مي دانند كه بندگان خدا به آلت شنيدن مي شنوند اما چطور نمي دانند كه آلت شنيدن فقط گوش نيست و خداوند بر دل الهام و اشراق مي كند .مي دانند كه بر سر رسميت مذهب شيعه بين سيد مرتضي و خليفه عباسي اختلاف بود . چطور در كتب اهل سنت نخوانده اند كه پيغمبر فرمود اهل بيت من مانند كشتي نوح اند. اهل بيت من امان امت هستند. علي صديق اكبر است ، علي بهترين بشر است ،علي و شيعه او بهترين خلق خدايند، شيعيان علي رستگارانند، علي حجت خداست . احاديث مذکور را مي توانيد در مدارك زير از برادران اهل سنت كه بعضي از آنها قبل از سيد مرتضي تدوين شده ملاحظه فرماييد. تفسير سيوطي ، تاريخ ابن عساكر، كنوز الحقايق، صواعق محرقه، مستدرك حاكم روايت از ابوذر، رياض النظره ، تفسير طبري، خداوند انصاف دهد و از لغزش هاي ما درگذرد.

