بسم الله الرحمن الرحیم
نقد و بررسی کتاب ((خرافات وفور در زیارات قبور )) نوشته سید ابوالفضل برقعی
( قسمت - 23 )
سید ابوالفضل برقعی در صفحه 181 کتاب " خرافات وفور در زیارات قبور " ذیل عنوان" ارواح انبياء و اولياء پس از وفات كجا هستند؟ " می نویسد :
(( به مقتضاى آيهي َ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي (الحجر آيه 29 و صاد آیه 72) « و در آن از روح خويش دميدم » روح مكان دارد و مجرد از زمان و مكان نيست و اضافه به مكاني است و مكان روح همان بدن دنيوي و يا قالب مثالی برزخي است . و بدن مرکب روح است . اين مطلب روشن و محسوس است و احتياجي به برهان ندارد . و اين روح محدود , چون ذاتاً محدود است ، صفات او از علم و هنر نيز محدود است زيرا حدود عوارض همان حدود معروض است و زياد تر از آن نيست.
پس روح موجود زنده هست , همه چيز را نمي داند و از همه چيز و همه جا مطلع نيست , بلكه به واسطه ي تحصيل علم , و يا به واسطه ي وحي الهي مي تواند اطلاعاتي حاصل كند ، چنانكه خدا به رسول خود فرموده: وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا (الاسراء آيه 85 ) از دانش جز اندكي به شما داده نشده اید , و فرموده: وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ( الاسراء آيه 36 ) آنچه بدان علم نداري پيروي مكن، و می فرماید : ُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْني عِلْماً ( طـه آيه 114 ) و بگو پروردگارا بر دانشم بيفزا، و آيات بسيار ديگر .
اين در حالي است كه در دنيا ست, و چون پس از وفات بدن خارج و به قالب مثالي برزخي وارد گردد از حقيقت خود خارج نمي شود .))
دستکاری در کتاب "خرافات وفور در زیارات قبور "
قبل از نقد و بررسی عبارات فوق ، لازم است به این نکته مهم اشاره کنم که کتاب " خرافات وفور در زیارات قبور " اخیرا توسط همفکران آقای برقعی ، یعنی وهابیت عربستان سعودی ، چاپ و با تبلیغات بسیار و در راستای اهداف و سیاستهای رویارویی با اهل البیت علیهم السلام و تشیع ، منتشر و بین فارسی زبانان توزیع گردیده است . بعضی از عبارات نسخه چاپ وهابیون سعودی نسبت به نسخه اصلی و قدیمی تر که توسط پیروان اندیشه های سید ابوالفضل برقعی در ایران تکثیر و توزیع شده است ، دستخوش تغییر گردیده است . به عنوان نمونه ، تغییرات إعمال شده در سطور صفحه 181 کتاب را ، که در این مقاله در مقام نقد و بررسی آن هستیم ، در ادامه سلسله مقالات آتی مشاهده خواهید فرمود . إن شاأالله ، اینجانب طی مقاله ای و در فرصت مناسب ، دستکاریهای انجام شده در کتاب " خرافات وفور در زیارات قبور" را که توسط وهابیت و به منظور هماهنگی بیشتر با اندیشه های سلفی و یا پوشش دادن به اشتباهات سید ابوالفضل برقعی انجام شده است ، ارائه خواهم نمود.
إحاطه علمی روح پس از مرگ انسان :
آقای برقعی می گوید : " پس روح موجود زنده هست , همه چيز را نمي داند و از همه چيز و همه جا مطلع نيست , بلكه به واسطه ي تحصيل علم , و يا به واسطه ي وحي الهي مي تواند اطلاعاتي حاصل كند "صفحه 181 کتاب خرافات وفوردرزیارات قبور
به راستی کدام مسلمان و یا کدام شیعه ای اعتقاد دارد که روح زنده ، قبل و یا پس از مرگ ، همه چیز را می داند و از همه جا اطلاع دارد ؟ سخن شیعه در این مسئله اولا: در إحاطه وسیع علمی ارواح مومنین و ثانیا : در تفاوت کمی و کیفی إحاطه ارواح انبیاء و امامان معصوم و برگزیدگان الهی و شهداء ، با دیگران است . اگر ارواح انبیاء و امامان و شهداء ، همانگونه که آقای برقعی مرقوم کرده اند ، می توانند به واسطه علم و وحی إلهی اطلاعات حاصل کنند ، پس دیگر نباید دامنه این إحاطه علمی محدود به مکان دور افتاده و محدود و جدای از عالم قبل از مرگ باشد ؟ آگاهی فوق العاده وسیع و فوق تصور ارواح انبیاء و ائمه اطهار از دنیای ما و دیگر عوالم ، نباید پیروان اندیشه سلفی را نگران " خدا شدن " آنها کند و آنها را به سوی " تحدید قدرت الهی " و وادی مهلک کفر و شرک سوق دهد .
آقای برقعی یکجا از محدودیت روح و مکان دار بودن آن سخن می گوید و در جای دیگر آگاهی علمی روح را به علم و وحی إلهی منتسب می کند و نتیجه می گیرد که ارواح پس از مرگ آگاهی از دنیای ما ندارند .
به ساختار استدلال آقای برقعی توجه فرمائید :
روح مکان دار است .
مکان محدود است .
روح زنده می تواند بواسطه تعلیم إلهی اطلاعات حاصل کند .
نتیجه : روح إحاطه به دنیای ما ندارد .
براستی چگونه آقای برقعی این نتیجه گیری مخالف عقل و قران و روایات را به دست آورده اند ؟ آیا قدرت إلهی در تعلیم به روح زنده ، تابع محدودیت یک مکان و یا زمان خاص است ؟ اصلا چه نسبتی بین روشنگری تعلیم الهی که زمانها و مکانها را پوشش می دهد ، با بدن و یا قالب مثالی دارد ؟ ما در مقالات گذشته گفته ایم و نیز در ادامه نقد و بررسی خود خواهیم گفت که بی خبری و نا آگاهی ارواح مومنین در مورد این دنیا ، تطبیق با قران و سنت و عقل ندارد .
آیا مگر علم إلهی محدود به آنسوی دیوار مکانی است که ارواح در آن قرار دارند ؟ و آیا اساسا مکان برای علم إلهی معنا دارد ؟ آقای برقعی فراموش کرده اند که خداوند شاهد و ناظر در دنیا و آخرت و تمام عوالمی است که خلق کرده و حدود و پهنه آن عوالم به عقل و فهم ما در نمی آید و بندگان برگزیده و خاص او به اذن إلهی می توانند آگاهی وسیعتر و بیشتری از ما در قلمرو آفرینش ، در مورد این عوالم داشته باشند و این مطلب نه تنها شرک نیست ، بلکه توحید خالص و اعتقاد به " إ ن الله علی کل شی قدیر" است .
حد احاطه علمی :
اما حد احاطه علمی ارواح مومنین به دنیای ما و دیگر عوالم چقدر و تا کجاست ؟ این "حد" به " إذن إالهی " بازگشت می کند و قدرمسلم فراتر از تصور و عقل ماست و هرگاه ما برای علم انبیاء و ائمه اطهار ، در هر دنیائی ، از واژه " بیکران " و " نامحدود " استفاده کنیم ، منظورمان بدون کرانه عقلی و خارج از افق فهم متعارف بشری است ، نه تساوی و برابری با خدا . البته فهم و هضم این سخنان برای اندیشه آقای برقعی و امثال ایشان که همیشه انبیاء إلهی را انسان های معمولی و ضعیف و خارج از ضا بطه قرآنی " إن الله علی کل شِی قدیر " در نظر می گیرند و عظمت آنها را با علم و قدرت خود مقایسه می کنند و حد علم و قدرت آنها را در محدوده توانائی های متعارف بشری می پندارند ، مشکل است .
معنای " و نفخت فیه من روحی ":
آقای برقعی نوشته اند : (( به مقتضاى آيهي َ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي (الحجر آيه 29 و صاد آیه 72) «و در آن از روح خويش دميدم» روح مكان دارد و مجرد از زمان و مكان نيست و اضافه به مكاني است و مكان روح همان بدن دنيوي و يا قالب مثالی برزخي است . و بدن مرکب روح است ))
در این رابطه باید بگوئیم : خداوند مي فرمايد : نفخ كردم یعنی از روح خودم در قالب آدم دميدم . إضافه شدن روح به خدا در اینجا تشریفی است . یعنی روح با عظمتی را خلق و به خودم نسبت دادم . روحي که بزرگ و خيلي توان مند است . خدا ميفرمايد : دميدم در او روح را ، يعني قالب بدن واجد روح شد . اين مطلب چه ربطي به سخن آقای برقعی دارد كه می فرمایند : (( روح مكان دارد و یا مجرد از زمان و مکان است ؟ ))
واجدیت روح توسط بدن :
من و شما اکنون واجد عقل هستيم . در يك زمان عقل نداشتيم و در زمان دیگر واجد آن شديم و خداوند آنرا به ما إعطاء کرد . آيا صحیح است که گفته شود عقل من و یا شما مكان خاصی دارد ؟ آيا ميتوانيد عقل را به صفت مكان محدودی مثل بدن و یا قالب مثالی توصيف كنید ؟ پس اينكه ما واجد عقل يا روح مي شويم معني آن اين نيست كه عقل يا روح مكان مند است و يا بدن مركب روح و یا عقل است . آقای برقعی شرط موجودیت روح را مکان و زمان محدود ذکر می کنند و این محدودیت هم باعث بی خبری آنها از دنیای ما می باشد ، و این روح زماني که در جسم ما قرار گرفت در مكان است و زماني هم كه از ما جدا ميشود بايد به مكاني دیگر برود و ارتباطش با مکان قبلی قطع می شود . ما قبلا گفته ایم که روح ، ویژگی حیات را داراست و مهم ترین شاخصه حیات علم و آگاهی اوست و هیچ دلیلی وجود ندارد که انتقال از یک عالم به عالم دیگر ، آگاهی روح را نسبت به دنیائی که قبلا در آن بوده است محدود کند ، بلکه إحاطه وسیعتری از حقائق و عوالم بدست می آورند .
استمداد از روایات :
سوال مهمی که مطرح می شود این است که سخنان ابراز شده توسط آقای سید ابوالفضل برقعی چگونه از آيه " و نفخت فیه من روحی " مستفاد می شود ؟ و چگونه آیه شریفه اقتضای مطالب عنوان شده توسط ایشان را دارد ؟
چگونه آقای برقعی و هم مسلکان ایشان ، به دفعات عنوان می کنند كه ما با روايات كاري نداريم و صدها روايت را برای اینکه خود را به اصطلاح قرانی کنند به آب می ریزند ، اما برای إثبات بی خبری ارواح مومنین از دنیای ما و زائرین خود ، دهها نکته را از جانب خود در ذیل آیه بر قران تحمیل می کنند ، در حالیکه آیه مورد استشهاد آقای برقعی ، هیچ دلالتی بر اینگونه تفاسیر به رأی ایشان و همفکرانش ندارد . در اینجا لازم است سوالات زیر را در رابطه با استخراج مطالب آقای برقعی از آیه " و نفخت فیه من روحی " مطرح کنیم :
1 - قالب مثالی برای روح از کجا ی آیه استخراج می شود ؟ در آیه قرانی سخن از قالب مثالی نیست . جالب توجه است که در نسخه چاپ سعودی کلمه " قالب مثالی " را از سطور متن اصلی حذف کرده اند . گوئی آنها متوجه شده اند که آیه قران سخنی از قالب مثالی به میان نیاورده است .
2 - ارواح بعد از وفات كجا ميروند ؟ آیه مورد استشهاد از اينكه روح انبياء و اولياء به بهشت برزخی و ارواح غیر مومنین به جهنم برزخی می روند ، ساکت است و از " نفخت فیه من روحي " این سخنان در نمی آيد و اگر بخواهیم سخن از جا و مکان ارواح بگوئیم باید از آیات و روایات مدد بگیریم .
3 – به چه دلیل روح مکان مند است و کدام قسمت آیه شریفه این مطلب را می رساند ؟ و اساسا احتیاج روح به مکان خاص از کجای آیه استفاده می شود ؟
4 – اگر به کمک روایات می توان از جایگاه روح سخن گفت ، چگونه آقای برقعی با گفتن جمله ( مكان روح همان بدن دنيوي و يا قالب مثالی برزخي است ) این مکان را با استفاده از آیه شریفه منحصر به دو مکان ( بدن یا بهشت و جهنم برزخی ) می کند ؟ مگر مکان های تحت سیطره خداوند منحصر به بدن و یا بهشت و جهنم برزخی است ؟ هم اکنون ملائکه خداوند کجا هستند ؟ آیا ممکن نیست که ارواح انبیاء و ائمه و مومنین و شهداء ، هم نشین و همراه ملائکه ، در آسمانها و ملک و ملکوت الهی باشند و آیه شریفه این معنا را نفی می کند ؟ خواب دیدن انسان ها ، نشانه بسیار روشنی است که رو ح به هنگام خواب ، پرواز و سیر در آسمانها و گذشته و حال و آینده زمین می کند و قطعا زمان و آسمانها و زمین همان بدن و بهشت و جهنم برزخی مورد ادعای آقای برقعی نیست ..
5 - روح قبل از دمیده شدن در بدن كجا بوده است ؟
اگر گفته شود که روح از ذات جدا شده است ، كه قطعا این معنا غلط است ، زیرا گوینده قائل به تجزیه خدا شده است . این مطلب هم که روح هم زمان با بدن خلق شده باشد ، با مفاهیم قران و روایات که دمیده شدن روح به نطفه را پس از خلقت جسمی انسان بیان می کنند منافات دارد ، اگر بگويد خدا ارواح را قبل از ابدان خلق كرده و در يك مکان و یا انبار مشخصی ريخته و هر موقع كه خواسته به كسي بدهد از آن انبار جدا كرده و به بدن داده است ، پس بايد گوینده به خلقت ارواح قبل از ابدان معتقد باشد که به هنگام خلقت بدن و به آن متعلق می شود و به هنگام مرگ كه انسان قبض روح می شود ، مجددا آن را از بدن جدا می کنند . بهر صورت ، پرواضح است که هیچیک از سخنان فوق از آیه بر نمی آید و همگان به وضوح می دانند که به طور مشخص ، بحث خلقت ارواح قبل از ابدان ، سخن روایات است و آیه شریفه نسبت به این معنا ساکت است .

